خدارو شکر که بت های ذهنم یکی پس از دیگری به تبر ابراهیم های زمان درهم میشکند و در پس اضطراب فقدان امیدهای مجسم دریای بیکرانی از وصال لم یزلی پدیدار میشود...وصالی که در پس انقطاع از هرآنچه غیراز اوست...وصال حی مطلق، قدرت مطلق، مدبر مطلق و...
کسی که با داشتنش دل آرام است چون همه چیز است و همه چیز دارد و همه چیز میداند و.....
دیروز و امروز خدای تعالی چنان بتهایی را در ذهنم خرد و خمیر کرد که همیشه و همه جا بزرگی و کمالشان ورد زبانم بود و آبستن افکارم...و خدای تعالی را شکر که اول امر حسابم را باخود یکسره کرده بودم و دینم وامدار اشخاص نبود...
که هیچ کس در عالم جز او تکیه گاهی مطمئن نیست...
باید به همه چیز و همه کس با تردید نگاه افکند و تکیه اطمینان داد...
وقتی قطب عالم میگوید:
الهی هب لی کمال انقطاع الیک
و به قول نیکوفرید:
از منطق و علم آمدن عاری شد
تکرار عبث دلیل بیزاری شد
یک عمر محاط چکه ای رو به سقوط
تعلیق؟نخواه! چکه ات جاری شد.
برچسب: بت های ذهنی و خاطره ازلی,بت های ذهنی,بت های ذهنی و خاطرۀ ازلی,بت های ذهنی و خاطرات ازلی,کتاب بت های ذهنی,
نویسنده: نرگس هاشمی